چه سنگین خفتیم
در بیداری نفرت
در عروج بیصدای شاپرک و در هجرت معصومانه گل سرخ
-باورمان بود که هجرت سرنوشت گل سرخ است
ندانستیم که شاید گل سرخ را چیده باشند
چه سنگین خفتیم
در طلوع صبح آزادی
در تیر باران شبانه خاک پاکمان ودر غارت بیرحمانه سرزمین اجدادیمان
در ویرانی آبادی ها و در فریاد مظلومانه پروانه ها
-باورمان بود که دیوانه را فریاد سزد
ندانستیم که شاید بال پروانه را شکسته اند
نظرات ()
روز رسیدنم به تو روز به خود رسیدنه
از این زمین گذشتن و به آسمون رسیدنه
من این شبارو نمی خوام چشمای تو واسم بسه
اشکای تو دریای من یه قطره هم واسم بسه
من از خودم رها میشم تا آسمون دست تو
میخوام باشه تا به ابد دستای من تو دست تو
ماهو نگاه نکن دیگه آخه خجالت میکشه
آفتابم از هرم نگات آب میشه و تو میکشه
سهم من از بودن تو یه زخمه که غنیمته
همین ترانه از تو هم برای من غنیمته
نظرات ()همی
شه فاصله ای هست میان تردید تا رسیدن
همیشه فکرهایی هست که مثل کرم های خاکی
خیال سرشار پرواز را به تلی از یاس بدل میکنند.
و روح خالی تر از تهی میشود.
همیشه نگاهی هست که پا از راه بازمیماند.
و ذهن از این هراس های همیشه قالب تهی میکند.
نظرات ()بگذار آدم ها تا میتوانند سنگ باشند من وتو از نژاد چشمه ایم

نظرات ()

تو بارون که رفتی شبم زیر و رو شد.یه بغض شکسته رفیق گلوم شد.
تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد.تمام وجودم توی آینه خط خورد.
هنوز وقتی بارون تو کوچه میباره.دلم غصه داره دلم بیقراره
نه شب عاشقانه است.نه رویا قشنگه.دلم بی تو خونه.دلم بی تو تنگه
یه شب زیر بارون که چشمم به راهه.میبینم که کوچه پرنور ماهه.
تو ماه منی که تو بارون رسیدی امید منی تو شب ناامیدی....
نظرات ()به نام خدا
باز کن پنجره را و به مهتاب بگو صفحه ذهن کبوتر آبی است.خواب گل مهتابی است.ای نهایت در تو .ابدیت در.ای همیشه با من.تا همیشه بودن..
باز کن پنجره را تا که گل باز شود.قصه زندگی آغاز شود.تا که از پنجره چشمانت عشق آغاز شود.تا دلم باز شود.
دلم اینجا تنگ است.دلم اینجا سرد است.فصل ها بی معنی آسمان بیرنگ است.
نظرات ()